true

ویژه های خبری

true
    امروز سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵

بسیاری از ورزشکاران سرشناس ایرانی، علاقه‌ی زیادی به هنر بازیگری و ورود به این حرفه داشتند.

معرفی ورزشکاران سرشناس ایرانی که عشق بازیگری داشتندبه گزارش دشتستان بزرگ به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، هرگاه سخن از رابطه ورزش با سینما به میان می آید این سوال مطرح می شود کدام یک بر دیگری تاثیر بیشتری گذاشته اند؟ در این داد و ستد کدام یک منفعت بیشتری برده اند؟ قهرمانان ورزشی به واسطه اختراع دوربین فیلمبرداری و ثبت مبارزات شان به شهرت بیشتری دست پیدا کرده اند و سینماگران از خلال اتفاقات ریز و درشت جریانات ورزشی، موقعیت های نمایشی دلپذیری را ایجاد کرده اند هر دو واجد ویژگی های مشترک دراماتیک هستند. ورزش با خلق درام از دل واقعیاتی که در جریان مبارزات شکل می گیرد و سینما با خلق لحظاتی که لزوما ریشه در واقعیت ندارند و ساخته و پرداخته ذهن نویسنده و کارگردان هستند. هر دو قادر به خلق قهرمان هستند. قهرمان ورزشی در فرآیندی طاقت فرسا و در مواجهه با واقعیت به موفقیت می رسد و قهرمان نمایشی در فرآیندی خلاقانه و مدد توانمندی فیلم ساز و نظام تولید حرفه ای متولد می شود. اما سینما به رغم موفقیت در خلق قهرمان های فردی ورزشی همچون «گاو خشمگین» و «راکی» در خلق لحظات دراماتیک و معرفی ورزش های دسته جمعی- به عنوان قهرمان منفرد- مانند والیبال، فوتبال و بسکتبال ناموفق بوده است و صرفا می توان به فیلم «فرار به سوی پیروزی» اشاره کرد که به واسطه حضور توامان ستارگان علم ورزش و سینما، توانست رضایت نسبی تماشاگران را به همراه داشته باشد. سینما در ابتدای شکل گیری با هدف سرگرم سازی توده های مردم همراه بود، اما در ادامه و با ایجاد گونه ها و سبک های مختلف فیلمسازی، تمرکز خود بر اصل سرگرم سازی را از دست داد و برای جلب نظر طبقات مختلف اجتماعی شروع به خط کشی میان مخاطبان خود کرد. اما ورزش به دلیل ارتباط مستقیم قهرمانانش با اقشار مختلف جامعه و حضور ملموس در صحنه، هیچگاه از توده های مردم فاصله نگرفت و همچنان جذابیت خود را از دست نداده است و این سینماست که برای خلق موقعیت های نمایشی وام دار جریانات و قهرمانان ورزشی است. اما چه عواملی باعث گرایش ورزشکاران به عالم هنر می گردد؟ مگر نه اینکه قهرمانان ورزشی طعم شهرت و محبوبیت را بارها چشیده اند و نیازی به دیده شدن بیشتر ندارند؟ عرصه نمایش، خاصه سینما و تلویزیون چه کهربایی دارد که برخی از قهرمانان ورزشی به مدد عضلات درهم پیچیده و آمادی جسمانی کافی دچار این توهم می شوند که قادر به بازی جلوی دوربین هستند؟ در نگاهی اجمالی می توان به چند نکته اشاره کرد. یکی اینکه ورزش قهرمانی عمری کوتاه و مقطعی دارد و یک ورزشکار نهایتا می تواند تا ۲۰ سال از طعم شهرت، ثروت و محبوبیت بهره ببرد. اما عده ای از آن ها بعد از فرارسیدن دوران افول، همچنان تلاش می کنند تا در کانون توجهات مردم و رسانه ها باشند و اغلب در محاسبات خود اشتباهاتی را مرتکب می شوند، اما یک سینماگر و دقیق تر یک هنرمند قادر به فعالیت بلندمدت- از دوران کودکی تا کهن سالی- در حیطه تخصصی خود می باشد. پاسخ بعدی را باید در جذابیت های ذاتی سینما جست و جو کرد. در سینما با تغییر داستان و کم و زیاد کردن و ابداعات تصویری و ارائه تصویری آرمانی از شخصیت ها سر و کار داریم. در حال حاضر تنها سینماست که قادر به بازنمایی زوایای پنهان و آشکار و احوالات شخصی اهالی ورزش است. درواقع مدیوم سینما این فرصت را به آن ها می دهد که خود را ویرایش کنند و در فواصل زمانی طولانی تری به خودنمایی بپردازند. این روزها خبر از بازی علیرضا حیدری در فیلم سینمایی «من یک ایرانی ام» به کارگردانی محمدرضا آهنج در کشور اوکراین به گوش می رسد. گفته می شود حیدری برای ایفای نقش در این فیلم تمرینات سختی را در نظر گرفته و به گفته خودش ۱۸ کیلو وزن کم کرده تا بتواند بدنی آماده برای کشتی گرفتن در صحنه های مختلف فیلم داشته باشد. آن چیزی که از داستان و حال و هوای فیلم به بیرون درز کرده حاکی از این است که بخشی از داستان فیلم مربوط به زندگی شخصی این قهرمان اسبق کشتی جهان و المپیک می باشد. داستان یک قهرمان ورزشی که به دلیل برخوردهای بدی که با وی صورت گرفته مجبور به خداحافظی از دنیای ورزش و مهاجرت به خارج از کشور شده است. حیدری در گفت و گویی به زمینه داستانی فیلم اینگونه اشاره کرده است: احساس می کنم مهره سوزی و نخبه کشی در کشور ما مرسوم شده است، چه در ورزش و چه در سیاست و چه در اقتصاد و هنر. احساس کردم باید یک سری از حرف ها گفته شود. به همین بهانه پرونده ای کار کردیم درخصوص آن دسته از ورزشکارانی که از ابتدای شکل گیری سینما جلوی دوربین فیلم سازان ایرانی رفته اند. احمد امامی (کشتی گیر) از او به عنوان نخستین ورزشکار ایرانی که جلوی دوربین فیلمبرداری به ایفای نقش پرداخته نام می برند. وی در سال ۱۳۳۱ در فیلم کمرشکن ابراهیم مرادی بازی کرد. جمشید کمرشکن با استفاده از قدرت فراوانش با خلافکاران درگیر می شود و آن ها را تحویل پلیس می دهد. ایلوش خوشابه (پرورش اندام) شانزده ساله بود که عنوان آقای ایران را در رشته پرورش اندام به نام خود سند زد. دکتر کوشان که دنبال بازیگر می گشت با دیدن عکس ایلوش در جراید از او برای ایفای نقش امیرارسلان نامدار دعوت به همکاری کرد. در دورانی که تولید فیلم های تاریخی، حماسی روی بورس بود ایلوش این شانس را داشت که در نقش قهرمان اینگونه آثار خودنمایی کند. او در ادامه راهی ایتالیا شد و در فیلم های تاریخی همچون : (برادران شکست ناپذیر، ولکان خدای جنگ) بازی کرد و حتی توانست در آمریکا در رشته های پرورش اندام و کشتی کج به عناوین قهرمانی دست یابد. خلیل عقاب (کشتی، ورزش باستانی) در شیراز به معرکه گیری و نمایش های پهلوانی معروف بود و چون خودش دارای یک باغ وحش خصوصی بود، در نمایش ها از حیواناتی مثل شیر و عقاب استفاده می کرد. او در هفت فیلم بازی کرد که از آن میان «شکوفه های امید» ۱۳۴۳ فیلم شاخص تری ست. وی هم چنین مدتی را در سیرک های کشور ایتالیا به اجرای عملیات نمایشی پرداخت.
رع/

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


ajax-loader