true

ویژه های خبری

true
    امروز پنج شنبه ۴ تیر ۱۴۰۵

من از دل تمام غصه ها می آیم پشت دیوار زندگی سایه ی درخت روی کوه آفتاب افتاده وسط آب و ماهی شناور در خشکی   من اشک گل شقایق را روی سینه ی باد آن سوی پنجره نقاشی کردم     وقتی آسمان چادر سیاهش را پهن می کند یک ستاره می شوم کویر به گونه هایم بوسه می زند و من عروس می شوم در دل بهشت     من همان دختر چشم آبی و گیسو بلندم که تاریخ مرا شاه پریان می خواند شب ها در میان امواج آب و روزها در ساحل کسی نیست دستم را بگیرد می خواهم قدم هایم را محکم تر بکوبم تا شاید کسی رد پایم را بیابد     دنیا به آخر هم برسد تا قله ی قاف می روم گیسوانم را در مسیر باد رها می کنم با دست هایم ستاره ها را دونه دونه می چینم بعد آنقدر نفس می کشم تا سیراب شوم شاعر: عفت صیادی عضو انجمن شعر و ادب دشتگان

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


ajax-loader