| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
|---|---|---|---|---|---|---|
| « فروردین | خرداد » | |||||
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
| 30 | 31 | |||||
- ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت درج خبر:۱۳:۱۷
- بدون دیدگاه
من از دل تمام غصه ها می آیم پشت دیوار زندگی سایه ی درخت روی کوه آفتاب افتاده وسط آب و ماهی شناور در خشکی من اشک گل شقایق را روی سینه ی باد آن سوی پنجره نقاشی کردم وقتی آسمان چادر سیاهش را پهن می کند یک ستاره می شوم کویر به گونه هایم بوسه می زند و من عروس می شوم در دل بهشت من همان دختر چشم آبی و گیسو بلندم که تاریخ مرا شاه پریان می خواند شب ها در میان امواج آب و روزها در ساحل کسی نیست دستم را بگیرد می خواهم قدم هایم را محکم تر بکوبم تا شاید کسی رد پایم را بیابد دنیا به آخر هم برسد تا قله ی قاف می روم گیسوانم را در مسیر باد رها می کنم با دست هایم ستاره ها را دونه دونه می چینم بعد آنقدر نفس می کشم تا سیراب شوم شاعر: عفت صیادی عضو انجمن شعر و ادب دشتگان
دیدگاه ها