| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
|---|---|---|---|---|---|---|
| « خرداد | ||||||
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | ||
- ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت درج خبر:۱۱:۲۵
- بدون دیدگاه
آب
همیشه در گمانم آب این رود سرابی از تو و فرهاد می بود به زیر بوته ای چون لانه کردم ! دلم از دست تو یک دم بیاسود!
مسافر
به دنبال مسافر ناله می کرد میان هق هقش می گفت:ای مرد ! خبری داری که مجنون خفته در خاک؟ بیا مردی بکن با درد برگرد
قفس
پریدن از قفس انگار سخت است ! شبی در خانه اغیار سخت است تمام لحظه هایم رفت تاراج گره دیدن به زلف یار سخت است
گمانم
گمانم در مسیر این خیابان به زیر آن درخت زرد و بی جان میان آخرین حرف دوبیتی زنی تنها نشسته لخت و گریان.
تبر
تبر آمد درختان زرد گشتند اسیر هجمه های درد گشتند به روی شانه های زخمی دشت بدنبال ظهور مرد گشتند
دیدگاه ها