true

ویژه های خبری

true
    امروز پنج شنبه ۴ تیر ۱۴۰۵

محمد علی شیخی: نه شوق مانده در دلم نه ذوق شاعرانه ای نمانده غیر داغ تو به روی دل نشانه ای اگرچه رفته ای ولی ؛هجوم خاطرات تو دوباره می برد مرا به خلسه ی شبانه ای تو خیره می شوی به من؛ وخیس گریه می شوم برای گریه های من تو بهترین بهانه ای بخوان در این دقایقی که غم گرفته سینه ام به لهجه ی قشنگ خود سرود عاشقانه ای اگرچه خواستی که من؛زعشق تو حذر کنم ولی بدان برای من همیشه جاودانه ای   اندوه را جا می دهم در کوله بارم امشب خودم را دست گریه می سپارم امشب تمام درد های تازه ام را بر شانه های زخمی ات باید ببارم جز یک غزل در یادبود چشمهایت در خاطر آشفته ام چیزی ندارم هر روز پشت پنجره از آن طرف ها گرمای دستان تو را در انتظارم شاید به اثبات وفاداری بیایی با شاخه ای از نسترن روی مزارم دیگر مجال صحبتی باقی نمانده امشب خودم را دست گریه می سپارم   تو می خواهی که تا هستم گرفتار خودم باشم ودر سوگ غزلهایم عزادار خودم باشم در این شهری که دلتنگی گرفته آسمانش را غمم با خویش میگویم که تکرار خودم باشم همیشه شانه های تو پناه غصه هایم بود گرفتی شانه ات از من که سربار خودم باشم برو زیبا؛ خداحافظ. که بعداز رفتنت در خود شکستم بی صدا شاید؛که آوار خودم باشم نمی خواهی مرا دیگر ولی باور ندارم من که باید بعد تو تنها خودم یار خودم باشم

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


ajax-loader