| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
|---|---|---|---|---|---|---|
| « خرداد | ||||||
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | ||
- ۰۲ شهریور ۱۳۹۷ ساعت درج خبر:۵:۵۵
- بدون دیدگاه
خیالت در دلم گیتار می زد نشسته بر لبم هی نار می زد پریدی چون پرستوی مهاجر هوایت در وجودم زار می زد زنبق شده، همرنگ نگاهت باشم؟ یا نرگس چشمان سیاهت باشم؟ با هر قدمت نبض جهان خواهد زد باید بشوم چشم و به راهت باشم در عمق زلال آسمان می رقصی در اوج خدا باده خوران می رقصی پا تا بسر از بوسه ی باران لبریز در حافظه ات گِرد جهان می رقصی بیا بر موج دریا نقش گیریم به چشم آسمان ها نقش گیریم میان ساحل و پیمانه ی عشق بزن پارو که آنجا نقش گیریم نفس در سینه ام ناجور می زد گمانم در پی تو شور می زد دلم مانند گنجشکی گرفتار برای پَر گشودن زور می زد #عفت_صیادی
دیدگاه ها