true

ویژه های خبری

true
    امروز جمعه ۵ تیر ۱۴۰۵

IMG-20180725-WA0004در حفره ای بودیم مثل چیزی که کسی نمی داند در زندگیَش بوده یا در ذهنش از این فراتر هم می تواند برود که جایی خوابیده باشیم و به سقف فشار بیاوریم آنقدر که زمین دهان باز کندُ بیرون بیاییم و سالها با هزار دست انتظار باران و پرنده را بکشیم و از این هم فراتر که یکجا بایستیم و قدم بزنیم آنقدر که هوا سنگین شود زیر گامهایمان و بالا برویم و باران را بتوانیم در زیر پلک های ابر ببینیم و فراتر که سیاه‌چاله ای گیرمان بیاید برای حرف زدن که انتظار هیچ چیز را نکشیم و هیچ نباشد جز سیاهی و فکر: که بخواهند فکر کنند زیباییت می تواند تأثیری در ماندنم داشته باشد فقط هنگام خواب پنجره‌ای باز کنیم رو به طیف های آبی آسمان و از دوست داشتنمان هم هیچ نگوییم تنها با چیزی که پشت حنجره‌ام را گرفته است بگویم: با هزار دست می خواهمت و تو پرنده شوی که می‌نشیند روی دست های درخت با هزار چشم می خواهمت و تو ستاره شوی که در چشم بهم زدنی می‌پرد در طیف های آبی آسمان به هزار گونه و باران را بُگذاریم اگر بخوابد روی گونه های درخت حافظه اش پُر می‌شود از فکر های سبز .     خوابهایمان را قطره قطره در رودخانه انداختیم روزی که باران از شانه های رود حلّه بالا می رفت و بوشهر بقایای کشتی رافائل را زیر مردمک هایش پنهان می کرد فصل سرما بود و گذاشتیم آب پله پله از خوابهایمان بالا برود آنقدر که اگر در لایه های زیرینش رودخانه های فصلی فوران کرده باشند ما از دره های فراوانش بُگذریم و در دشت های حاصلخیزش جوانه دهیم بعد چیزی برای پنهان کردن نداشتیم و گذاشتیم آب پله پله از خوابهایمان پایین برود. “کریم بهادر”

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


ajax-loader