| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
|---|---|---|---|---|---|---|
| « خرداد | ||||||
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | ||
- ۲۹ خرداد ۱۳۹۶ ساعت درج خبر:۱۷:۲۸
- بدون دیدگاه
وقتی ستاره های شب
روی دامن زمین نشست از دهانت هزار پرنده پرواز می کند ع.ص در تب چشمانت می سوزم و کوچه های تنهایی در بلوغم گم می شود پله های فرسوده ی آسمان به اوج نمی رود حنجره ام از گلوی پاره ی تو فریاد می زند ع.ص ستاره ها زمزمه می کنند گوش مهتاب را زمین داستان بلندی از کنجکاوی دریاست ستاره ها را می چینی تا آویزان شوی از گوشوارهای درخت پرنده بی تاب در سکوت تا روشنایی چیزی نمانده ع.ص بالهایم را می گشایم نوک می زنم به رویا رژه می روند واژه ها در تار و پودم می ریزم در نسیم جهان پیراهنم می شود به قلم عفت صیادی ☀ انجمن شعر و ادب دشتگان ☀
دیدگاه ها