true

ویژه های خبری

true
    امروز پنج شنبه ۴ تیر ۱۴۰۵

نعمت الله حسینی: مشرق چشم تو به به چه صفایی دارد. هر طلوعش بخدا حال و هوایی دارد. سوره روی تو و ایه گیسوی ترا می کنم از بر و الحق چه هجایی دارد زنگ زیبای صدای تو به من می گوید. «مطرب عشق عجب ساز ونوایی دارد». راز لبخند تو در چیست کزان محرومم. دانم  انقدر  که ارزنده بهایی  دارد. راستی کوچه بن بست شما می دانی…؟ با تو انگار که صد راه خدایی دارد…   سید نعمت الله حسینی   یک باغ سلام ازمن یک دشت جواب از تو. خشکیده لبی از من یک بوسه ناب از تو. هر چیز که می خواهی بر دیده بینایم. اغراق نمی گویم اما رگ خواب از تو. یک عمر ره غفلت افسوس ولی حالا. سجاده دعا از من یک قبله ثواب از تو. همراه تو می مانم تا مرز شقایق ها. یک خرمن گل از من صد خنده گلاب از تو …   خواستم از تو بگویم ساختم قافیه را. تا به نام تو رسیدم باختم قافیه را . تا به معنای دو تا چشم سیاهت برسم همچو آهوی خیالم تاختم قافیه را. گفته بودم که نگاه تو ردیفش خوبست. گر چه آن دم زقلم انداختم قافیه را. بخدا قافیه توصیف تو را نتواند . گر چه با شیوه تو پرداختم قافیه را. مانده ام زیره به کرمان ببرم یا نبرم . خواستم از تو بگویم ساختم قافیه را. نعمت الله حسینی انجمن شعرو ادب دشتگان

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


ajax-loader