| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
|---|---|---|---|---|---|---|
| « خرداد | ||||||
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | ||
- ۱۰ فروردین ۱۳۹۶ ساعت درج خبر:۱۵:۵۱
- بدون دیدگاه
نام شعر:قلم قلم هفت صفحه مشقم را از بر بود خط ها را نقاشی می کرد پیچ و خم کوچه ها آدم ها ثابت گاهی متحرک در اوج شعور برگ های درخت زرد ، سبز خشک روی شانه ی باد با صدای بلند می نواخت روی خط آخر نوشت زندگی تصویر یک رویاست نام شعر:صندلی کهنه صندلی کهنه تاب می خورد و زندگی ورق های آخر را پشت سر می گذارد و تو روی خط آخر ایستاده ای صدای سوت قطار از پشت پنجره بالا می رود مسافری برایت دست تکان می دهد لبخند می زنی و قاصدک به سمتت می آید کسی تو را حمل می کند و زمین زیر پایت آرام آرام کوچک می شود . نام شعر:سرگذشت سرگذشتم را بدست باد می سپارم تا از روی همه ی بام ها سفر کند و در میان شاخه و برگِ درخت گیسو بلند بر فراز قله ی کوه آرام گیرد دیگر به او فکر نمی کنم تنها رفتنش را نگاه می کنم و تنها ناظر رقص شاخه و برگهای پیچیده در دست باد می شوم ✍شاعر: عفت صیادی
دیدگاه ها