| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
|---|---|---|---|---|---|---|
| « خرداد | ||||||
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | ||
- ۱۵ تیر ۱۳۹۹ ساعت درج خبر:۲۱:۴۸
- یک دیدگاه

تنهاییاش دائم در آغوشش
مردی که دریا را بغل کردهاست
مردی که هرجا شعر خوبی گفت
چشم تو را بیتالغزل کردهاست
یک زخمِ دائم در دلش کاری
صد حرف در چشم نجیبش بود
اینکه لبانت را، لبانت آه!
یک عمر در رویای سیبش بود
در کوله بارش خستگی بود و
مالیخولیای شکیبایی
باور نمیکردی که دیوانهست
باور نمیکردش نمیآیی
باران نیامد زخم تنهایی
در هر رگ شعرش عفونت داشت
پاییز در دنیای بیمارش
اندازهی تاریخ قدمت داشت
با اشکهایش روزگار تلخ
در هر خیابانی قدم میزد
با شعرهایِ خیسِ چشمانش
بر برگهای مُرده نم میزد
بعد از تو که هرگز نمیآیی
به آب و به آیینه شک دارد
پشت سرت او ریخت، او افتاد
عمری است دنیایش ترک دارد
بعد از تو تنها بوف کوری بود
که در دلش نور هدایت داشت
شب تویِ چشمانش سگی ولگرد
به سادگیِ او سکونت داشت
بعد از تو خود را روز و شب دائم
با کافئین و دود سر کردهاست
شیرینی تلخی است این قصه
مرگ خودش را خود خبر کردهاست
حالا تو را میگرید و از دور
لبخند تو چیز زیادی نیست!
یا لااقل در شعرهایش باش
حالا که به تو اعتمادی نیست
محمد بحرینی فرد
سلام و درود به شاعر توانا و مردمی استان بوشهر استاد بحرینی عزیز
واقعا استاد بحرینی یکی از بهترین ها در شعر و شاعری هستند.
آروزی سلامتی و کامیابی را برایشان از درگاه خدا آرزومندم.