| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
|---|---|---|---|---|---|---|
| « خرداد | ||||||
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | ||
- ۱۷ شهریور ۱۳۹۸ ساعت درج خبر:۱۵:۵۱
- بدون دیدگاه

حقیقت حیات
فرمود :
چون سحرگه چهره ی صبح سفید
شد ز پشت خیمه ی نیلی پدید
آسمان گفتی گریبان کرده چاک
در فراق آفتابی تابناک
خور ز مشرق سر برهنه شد برون
چون سر یحیی میان طشت خون
خبری که از پیش آمده بود…
از زبان جبرائیل،پدربزرگ و پدر…
لیک حقیقتی ست که خداوند خواسته بود…
شهادتی با همراهی آل…
سوال…
آیا دانسته به پیش رفته یا در شک و گمان و به امید راه به راه افتاده؟
ما در این زندگی آنگونه که حیات را بودن این تن می بینیم نمیتوانیم آنگونه درک کنیم حیات را به هدفی که خداوند آفرید مارا دراین زندگی…
همین اندک خوردن و خوابیدن و درآغوش گرفتن عاشقانه و چند روزی به صلاح پایداری جان رفتار کردن و مراقبت از خود و آنکه دوستش داری را، حیات می پنداریم و نمی دانیم که گاه حیات در دادن آنست که دوستش داری و نهایتش جان شیرین است که به امانت در جسم می بری…
آری این اصل ماجرای شهادت است در برابر این زندگی…
حقیقتی از آغاز…
انجام تکلیف و دیگر هیچ…
مهم نخواهد بود دراین راه که چگونه تو از این پل هستی عبور خواهی کرد آنگاه که مشرف براین گیتی قدم می نهی…
آری آری خبر ها از دیرباز آمده بود و مادر سالها قبل فرزند را برای چنین حادثه ی عظیمی پرورش می داد…
و چه کس جز حسین علیه السلام توان این بلای عظما را داشت…
فرزند مادری بنام زهرا علیه السلام…
دیدگاه ها