true

ویژه های خبری

true
    امروز پنج شنبه ۴ تیر ۱۴۰۵

شوق پرواز

ما غمینیم از این بخت جدا افتاده
همچو یک مرغ قفس رفته، رها افتاده

سخت در غار خراباتی خود محبوسیم
کاروانیم ولی راه دوتا افتاده

کرم ابریشم و یک پیله و صد شوق در او
او تنیده است، دریغ دست قضا افتاده

می شود پارچه ای پیله ی آن ابریشم
شوق پرواز کجا، جور و جفا افتاده

کاش می شد که به دنبال نگاری باشیم
لیلی ما به کجا رفته، سوا افتاده

من مجنون شده بی لیلیم و غم بخورم
کوه به کوه می روم و خوف و رجا افتاده

دست تقدیر چنان کرد که حیران باشیم
یک نفر باشم و چند قرن ز پا افتاده

ای "غریب" غصه ی دنیا به تو رو کرده چرا
غم بخور در دل این شهر بلا افتاده

برگرفته از کتاب حریم ماه
 

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


ajax-loader