| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
|---|---|---|---|---|---|---|
| « آذر | بهمن » | |||||
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
| 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
| 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
| 28 | 29 | 30 | ||||
- ۱۰ دی ۱۳۹۸ ساعت درج خبر:۱۲:۰۵
- بدون دیدگاه

من و این اشکِ روونه من و این بغضِ شبونه
من و دلتنگیه سرکش اینا آثاره جنونه؟
اینکه هرشب توی رویا یا که هرروز توی هرجا
میبینم کنارمی تو بنظر شدم دیوونه؟
وقتی حتی اسم نازت من و میبره تو ابرا
چرا وقتی میشنوم من باز میشن اشکا روونه؟
توکه هرلحظه و هرشب توی ذهن و توی قلبی
چرا این دله دیوونه بازم دلتنگ میمونه؟
نفسام تنگه و انگار توی یک قفس اسیرم
کسی هست که اسم این حالِ عجیبمو بدونه؟
گاهی توی قلبم انگار یکی میزنه به دیوار
خیلیم صداش ضعیفه بنظر اخرِ جونه
خیلی مظلومه و اروم خیلی خسته خیلی بیجون
تو میگی یکم بخوابه میتونه بازم بخونه؟
میشنوم یه چیزی از دور یه صدای خیلی غمگین
انگاری مرده یکی و از قضا خیلی جوونه
دیدگاه ها