| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
|---|---|---|---|---|---|---|
| « آبان | دی » | |||||
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | |
- ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ساعت درج خبر:۳:۴۶
- بدون دیدگاه
چشمک زدن ستاره را می فهمم مقصود تو از اشاره را می فهمم تو عمر منی بیا کنارم بنشین من زندگی دوباره را می فهمم با هر نگهت جان و جگر می سوزد می خندی و پای تا به سر می سوزد این عشق چه می کند که وقتی آمد در خانه ی دل خشک و تر می سوزد امشب به سرم زده خرابت باشم شایستهِ ترین انتخابت باشم تو ، مثل وطن عزیز جانم باشی من ، رهبر عشق و انقلابت باشم من یوسف افتاده به چاهت هستم دردانه عزیزِ دل بخواهت هستم خود را به کری زدی ولی می فهمی من کشته و مرده یِ نگاهت هستم امشب چه قَدَر خیال واهی دارم تکرارِ شبی پر از تباهی دارم یک دوست به غیر غم ندارم ،امّا دشمن ،بخدا هرچه بخواهی دارم زیبــــاتر از آســــــــمان آبی هستی لب شکر و شیرین و شرابی هستی هـم بی تو نمی توانم و هم با تو من پهـــلوی ام ، تو انقـلابی هستی ازمن تو چه بی حساب هم می دزدی بیداری و وقت خواب هم می دزدی هم “ام خبیث” و هم حرامش خواندی لعنت به تو که شراب هم می دزدی مجید منفرد ☀ انجمن شعر و ادب دشتگان ☀ سبک شعر: رباعی
دیدگاه ها