| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
|---|---|---|---|---|---|---|
| « اسفند | اردیبهشت » | |||||
| 1 | 2 | 3 | 4 | |||
| 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
| 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
| 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
| 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | ||
- ۲۸ فروردین ۱۳۹۶ ساعت درج خبر:۱۲:۱۲
- بدون دیدگاه
پس از یکعمر محنتهای دوری ندارم از سر کویت عبوری بگو با درد هجرانت چه سازم بگو تا کی کنم جانا صبوری ++++++++++++++++++++++ نمیدانم چه با من کرده تقدیر که در عین جوانی گشته ام پیر من عاشق به شیرینی ز ارمن شدم فرهاد وش از این جهان سیر +++++++++++++++++++++++++ پری رویی ز دست من پریده که درد دوریش بر من رسیده تمام عمر من بیهوده طی شد چو فرهادی که شیرینش ندیده ++++++++++++++++++++++ جوانی را فنا کردم به کویش بیابانها نمودم طی به سویش که شاید داغِ دل مرهم گذارد ولی در خاک بردم آرزویــش ++++++++++++++++++++++ همی دانم که دردش را دوا نیست واین سوزش بجان را انتها نیست تو میدانی که دنیا اینچنین است همین تنها نصیب جان ما نیست ++++++++++++++++++++++++ نسیم آورده بویت بر مشامم شود شیرین ز دیدار تو کامم ز یار با وفا دارم تمنا که گاهی بر زبان آری تو نامم ++++++++++++++++++++++ به کُشتن داده ام خودرابه صَدتیر مثال آهویی زَخمی به نَخجیر چرا دیگر به ما میلی نداری که ما تشنه لبیم و تو زِ ما سیر شاعر: فرهاد قائدے
دیدگاه ها