| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
|---|---|---|---|---|---|---|
| « اردیبهشت | تیر » | |||||
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
| 31 | ||||||
- ۱۸ خرداد ۱۳۹۹ ساعت درج خبر:۲۲:۴۳
- بدون دیدگاه

خورشید آن سوی خلیج بیکران افتاد
آهسته پایین رفت از چشم جهان افتاد
بر صورت دریا غبار تیرگی پاشید
انگار روی آینه یک سرمه دان افتاد
شب رفته رفته در بیابان منتشر می شد
خورشید پشتِ کوه در خواب گران افتاد
شب داشت پشت پلک راسوها قدم می زد
کفتار سگ دو زد که از تاب و توان افتاد
خرگوش سرگرم جویدن بود ناغافل
برق نگاه گربه ای وحشی بدان افتاد
ماری شبیه رود بین صخره ها پیچید
خط سپید کهکشان در آسمان افتاد
تیهو به روی تخم هایی که ترک خورده
کبکی به سمت چشمه ی آبی روان افتاد
گرگ از فراز صخره ای بزهای کوهی را
پایید و دنبال بزی تا پای جان افتاد
ماده پلنگی آن طرف تر در کمین کَل
دندان تیزش در گلوی بی زبان افتاد
شب رفته رفته زنده تر شد زنده تر می شد
بچه گرازی زاده شد روی دهان افتاد
عطر گون از شیب تند کوه بالا زد
با بوی آویشن دو عطر توامان افتاد
پازن شده مست و بزی که دم تکان می داد
بو کرد و دنبال بزی شاید جوان افتاد
حالا بیا شش ساعتی برگرد از این شب
عصری که در آن اتفاق تلخمان افتاد
شاید همان ته مانده ی سیگار کافی بود
از لای انگشت کسی وقتی همان افتاد
بی احتیاطی کرد باد از آن طرف رد شد
بی احتیاطی کرد و تاوانش گران افتاد
بهمن برای انتشار شعله باروت است
تَق تَق تَرَق چِشوک در آه و فغان افتاد
حالا کُنار و بن، گون، کلخنگ در آتش
وقتی به دست باد شعله ناگهان افتاد
از جوجه تیهوها که کاری بر نمی آید
بوی کباب و دود و آتش در میان افتاد
کوه سیا آتش به دست بیرمی داد و
از بیرمی برگشت و روی گیسکان افتاد
دهرود حالا شروه ی دی رود می خواند
دی رود رود آتش به جان بوشکان افتاد
———————————–،
بهمن =نام محلی علفی که سریع آتش می گیرد
چشوک =نام محلی بوته ای که سبزش هم راحت در آتش می سوزد
دیدگاه ها