| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
|---|---|---|---|---|---|---|
| « شهریور | آبان » | |||||
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
| 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
| 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
| 28 | 29 | 30 | 31 | |||
- ۲۹ مهر ۱۳۹۷ ساعت درج خبر:۷:۱۸
- بدون دیدگاه
به چالش میکشد چشمت نگاه برّهآهو را برای روی زیبای تو حوری میکشد هورا! دهانِ رهگذرها باز خواهد ماند از حیرت در انظار عمومی گر نپوشانی بَر و رو را تو از اسطورهها زیباتری، اینرا کسی داند که در امواج گیسویت ببیند پیچش مو را چنان بوی نفسهایت شبم را کرده عطرآگین که دیگر بیمحلّی میکنم گلهای شببو را صدای پای تو در دل هیاهویی بهپا کرده بیا بنشین کنار من بخوابان این هیاهو را از کتاب غزل های عاشقانه (با تو) چه دل فریب و خوشایند آفریده شدی پر از تبسّم و لبخند آفریده شدی تبسّم تو ملیح است و صحبتت شیرین گمانم از نمک و قند آفریده شدی برای این که بیایی دل مرا ببری نه سرسری، که هدفمند آفریده شدی نه بوی آب مرا مست کرده بود نه خاک تو با کدام فرایند آفریده شدی؟ به دست قابل بت ساز های چینی؟، نه به دست صُنع خداوند آفریده شدی یک غزل قدیمی گفته بودم باد تدبیری کند بر ردِّ پایم از کجا دانستی ای مهمان ناخوانده؟ کجایم! پشت و رو بایدبپوشم گیوه هایم را از امشب یا که از بیراهه ها بر قافِ تنهایی بیایم مشتعل شدتارو پودم ازکجامی آیی امشب؟ با توام، ای عشقِ آتش دم چه آوردی برایم؟ جبرئیل آیه های شعر من، با من چه کردی؟ از تب آشفتگی درنای میلرزد صدایم بعد ازاین از تو سخن بسیار خواهم گفت، اما بیم دارم گُر بگیرد بیت بیتِ شعر هایم #خلیل_جوادی
دیدگاه ها