| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
|---|---|---|---|---|---|---|
| « تیر | شهریور » | |||||
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
| 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
| 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
| 28 | 29 | 30 | 31 | |||
- ۲۴ مرداد ۱۳۹۶ ساعت درج خبر:۹:۲۳
- بدون دیدگاه
بالهایم تکه تکه شد غصه هایم آویزان از آبشار درختی از کنارم گریخت سایه ی روزگار پاورچین پاورچین می رفت پنجره برایم دست تکان می داد قلم مو در عمق خط های صورتم راه می رفت ماه درون پیرهنم کامل می شد! تا ساحل دویدم! باران برخاست از دیوانگی من زمین پا برهنه در خاطراتم گم شد سیلاب وجودم آرام از کوچه ها گذشت چشم های جاده توی جیبم بود کمربندم طناب آسمان در ابر ها فرو رفتم در سلولهای وجودم رژه می رفت حقایق شعرهایم را از پنجره آویرانم! تا پلک های تو چند سال نوری مانده ام؟ قلم با قلب خود نوشت در میانبر پلک ها جهانم فتح شد کلام بود که می رفت و کائنات شناور در آغوش رویا # عفت- صیادی ☀🌴انجمن شعر و ادب دشتگان🌴☀
دیدگاه ها