true

ویژه های خبری

true
    امروز پنج شنبه ۴ تیر ۱۴۰۵

میروی تا خاطرات عشقمو پر پر کنی
میروی تا در غیابت دیده ها را تر کنی
نامه هایم را فرستادم کمی راحت شوم
من ندانستم که این برگ دل و پر پر کنی
آن زمان گفتی که با من با نگاهم زنده ای
بعد من تو میتوانی روزها را سر کنی؟
با نگاهی پر ز اندوه و غم و فریاد و درد
آمدم تا بار دیگر عشقمو در سر کنی
بی تو من در این گلستان زرد و خار و خسته ام
کاش بودی تا کمی از عشق را باور کنی
من همان رنگ غروبم زرد و زار و بی نوا
آمدم تا بار دیگر نامم و دلبر کنی
عشق تو آنقدر میان قلب من پرگوهر است
عاقبت روزی تو این قلب مرا دفتر کنی
آنقدر از عشق تو خوانم که روزی عاقبت
اینهمه شعر غریب عشقمو از بر کنی
آمدم تا جان ناقابل به قربانت کنم
من ندانستم که در جان و دلم خنجر کنی
من همان مینای محزونم که در شهر دلت
گفته بودی نام زیبای مرا سردر کنی
می روم با خاطراتت یکه و بی همنفس
گر نیایی نازنینم گریه بر پیکر کنی

دیدگاه ها

5 پاسخ به “اشعاری از مینا صدخسروی”

  1. محمد گفت:

    خیلی عالی بود عزیزم منتظر اشعار زیبایت هستم
    خانجانی

  2. حسین گفت:

    تمام اشعارت زیباست واقعا زیباست

  3. حسین گفت:

    عالی بود.مثل همیشه

  4. ناشناس گفت:

    من که خیلی لذت بردم منتظر چاپ کتاب اشعارت هستم
    دایی جون

  5. آقا دایی گفت:

    واقعا اشعارتو میپسندم حس قشنگیو منتقل میکنه
    بیصبرانه منتظر کتاب شعرت هستم
    آقا دایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


ajax-loader