true

ویژه های خبری

true
    امروز پنج شنبه ۴ تیر ۱۴۰۵

باز هم از تاب و تب افتاده‌ایم
مثل شب از خواب شب افتاده‌ایم

حادثه در حادثه انگار که
در کف میرِ غضب افتاده‌ایم

گفتی ویروس؟ نه غولی‌ست خُرد!
رستم کو؟ جان به لب افتاده‌ایم

دست به دست هم و دور از همیم
ما دو سه قرنی عقب افتاده‌ایم

این‌همه از چاله به چاه ای عجب
ما به چه جرم و سبب افتاده‌ایم

دست ندادن شده عین ادب
فکر نکن از ادب افتاده‌ایم

 

 

هر روز بی‌خیال خیابانِ در سکوت
صبحی که می‌روم به بیابانِ در سکوت

تیری به بال جراَتِ بیچاره می‌زنند
وقتی صدا گرفته گریبانِ در سکوت

دیگر به پای هیچ دروغی طناب نیست
با راست آزمایی چشمانِ در سکوت

لطفا بمان تو پیش دلم تا سحر شود
می‌بینمت به درد فراوانِ در سکوت

من هم که راز خلوت دل را شنیده‌ام
با من بمان تو بر سر پیمانِ در سکوت

وقتی امید می‌رود از باغ زندگی
شوری نمانده در دلِ دهقانِ در سکوت

 

مهتاب‌ترین خَلسه‌ی فریاد بهاری
بر صفحه‌ی دل نقش محبت بنگاری

در حلقه‌ی شب چشم و دلم با تو هماهنگ
آوازترین حالت مضمون قناری

شب‌ بوی سر زلفِ تو و خنده‌ی مستت
با من سر و میل سخن ای عشق نداری

بر بال عقابم وسط ابر خیالت
تنها تو به دام آوریَم ، میرشکاری

وقتی به هوای نفست پر بگشایم
با چشم تو دارم همه جا قول و قراری

محمد دهقان

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


ajax-loader