true

ویژه های خبری

true
    امروز پنج شنبه ۴ تیر ۱۴۰۵

شنیدم از زبان سرخ بلبل
که می نالید از هجر رخ گل
به گوش باغ می نالید ومیگفت
مرا درعاشقی دادند تحمل

 

 

به تنگستان دل دلتنگم امشب
نوای غم شده آهنگم امشب
به نار سینه می سوزد خیالم
که با دیو اجل میجنگم امشب

 

 

قسم بر تار تار تار مویت
قسم بر مرمر زیر گلویت
قسم برچشم سبز و ماه رویت
عبیرو گل خجل گردد زبویت

 

 

به عشق گل به عشق سارو بلبل
به عشق نرگس و یاس و قرنفُل
به یاد عشق پاک عشقبازان
نمایم درد هجران را تحمل

 

 

گل سرخ وسفید و زرد عمرم
گل محنت نصیب و درد عمرم
فغان از پیری و ازدرد پیری
گرفتار هوای سرد عمرم

 

 

خداوندا کجا شد بلبل من
صفای باغ ویار همدل من
چه آمد بر سر دنیای آوار
چراغ شام تار منزل من

 

 

سحر با موج دریا هم نشینم
به شب با آه قلب آتشینم
کجایی دلبر آوار محزون
بیا تا داغ دوریتِ نبینم

 

 

ندانستم نگارا ماه رویی
سیه چشم وسیه مو مشک بویی
ندانستم برای قتل آوار
میان عاشقان در جستجویی

اکبر قاسمی کللی

دیدگاه ها

یک پاسخ به “شنیدم از زبان سرخ بلبل/ اکبر قاسمی کللی”

  1. حسن دارم گفت:

    جناب قاسمی استاد و ادیب بزرگوار که همیشه ما از طبع زیبا و اشعار دلنشین ایشان لذت میبریم حضور ایشان در این ادبیات گرامی و پاینده باد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


ajax-loader