true

ویژه های خبری

true
    امروز پنج شنبه ۴ تیر ۱۴۰۵

IMG-20180414-WA0009ووو دست ِ باران شانه ی آرامش شب را تکان می داد کاج ها سرگرم بحثی مختصر در باب ِ باد ِ در به در بودند مرغ مینا با پَر ِ پنهان ِ آمین اش زخم ِ رویاهای گل را پانسمان می کرد من کنار برکه ی آیینه موهای شَبَقگون خدا را شانه می کردم کاشکی آن شب چلچراغ خنده ی افسونگرت ای ماه ِ نُقرآبی بر بلور باورم تا صبح می تابید   روی موج زرد گندمزار قایق یاد تو بی پارو به سمت ساحل آغوش من جاری ست من در این ساحل سرپناهی تازه بر پا کرده ام از شاخه ی لبخند روی موج زرد گندمزار قایق یاد تو دارد می رسد از راه وه ! چه جشنی می شود همرقصی ما در نگاه آبی خورشید !   ما عبور رودخانه ایم رودخانه ای که جای گریه های ابر نغمه می برد به سمت جلگه ی تبسم و سکوت بعد در حوالی ِ پرنده ، پیچ می خورَد می رود به باغ ِ بی حصار ِ خواب ِ آفتاب هر نماز و راز و رازیانه را سبز می کند ما عبور رودخانه ایم پا به پای ما بیا به روشنای اولین تولد ترانه ی امید   بیا این جا ببین بشقاب ِ ماه ِ نقره ای افتاده در حوض خیالات خداوندی لب این حوض روشن مجلس ِ آیینه های خسته از خواب است در این آیینه ها تصویر گلدان های رقصان شرم خاموش خدا را قاب می گیرند در این آیینه ها هر شب کبوتر می تراود از سکوت شمعدانی ها   اناری نورَسَم افتاده ام در جوی آب ِ آشنایی ها مرا قِل می دهد دست خداوندی که پیدا نیست خداوندی که در آیینه ی چشم تماشا زندگی دارد اناری نورَسَم محصول باغ بوسه و باران مرا بردار ای دست شقایق پوش ! مرا بردار ای سینی به دست ِ مجلس ِ جشن ِ پریرویان !   با چراغ خنده ی خورشید کوچه ی چشم تماشا می شود روشن مرغ مینا قصه می خوانَد لب ِ دیوار ِ این صبح تماشایی دختر زنبق دست در دستان پاک و سبز نیلوفر روی پلک ِ آبی ِ تالاب می رقصد کار ِ هستی یکسره آواز و موسیقی ست ما چرا با او نمی خوانیم ؟ ما چرا با او نمی رقصیم ؟   سامان سپنتا

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


ajax-loader