| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
|---|---|---|---|---|---|---|
| « مهر | آذر » | |||||
| 1 | 2 | 3 | 4 | |||
| 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
| 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
| 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
| 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | ||
- ۰۹ آبان ۱۳۹۷ ساعت درج خبر:۶:۲۲
- بدون دیدگاه
دستهایت پلیست میان من و پاییز و شانههایت آغوش برگهایی که جاودانه میکنند فصل زرد را هرچه میخواهی بگو که میشود واژهها بهانهایست برای مبتلا شدن تا شعر بهانهای بیبها نشود… گوزنهای مست یورتمه در نگاه جنگل و کلاغها کلاغهایی بور قار در شاخههای دور کلافی عشق نقش بر گربهی نگاه تو کلافه در پیچ پیچِ حادثهای که منم پچ پچِ ابر در هی هیِ گلّه باران نم نمان دست برده در قصههای نمورم پی برده به ریشههایی که تویی ! در من پرندهای جا مانده در لول میخورد درون آدم چوبی با موریانهی طبق طبق میبرندم تا خیراتِ تو کسانِ نشناسم با آیهی فاتحان بیسر فانوس آویخته از چشمهایت درمن پرندهای گاهی اگر بیا با فاتحهای مرا بخوان . دو به دو تمام دعاها بعد از تو در خوابهایم دو دو میزنند دعوتم کن حتی به دروغ به پدیده ِ دستهای خدانگهدارت به سوت قطاری که به دروغ درون آنی به حرکت شماته دارِ ابروهات وقتی به راستی مضطربم میکنند . دخیل بسته دریا به آبیِ چشمانت جادهها نرم نرم ابرو کج میکنند به شانههای خاکیات رودخانهی کلمات یادگار کافههای تلخ لبریز وعدهها خالی از موج شعر میشوند در اقیانوس آرام چشمهات سواری پیادهام در شاهراه الفبا مرا با نقشههای جنگ چهکار مینشینم لب باغچه تمام واژههایی که از نیامدنت شعرشدهاند سر میبُرَم . شاعر: اکبر_سامی
دیدگاه ها