true

ویژه های خبری

true
    امروز پنج شنبه ۴ تیر ۱۴۰۵

۵۸۲۶۱۵_۱۱۲ نام شعر:قلم قلم هفت صفحه مشقم را از بر بود خط ها را نقاشی می کرد پیچ و خم کوچه ها آدم ها ثابت گاهی متحرک در اوج شعور برگ های درخت زرد ، سبز خشک روی شانه ی باد با صدای بلند می نواخت روی خط آخر نوشت زندگی تصویر یک رویاست     نام شعر:صندلی کهنه صندلی کهنه تاب می خورد و زندگی ورق های آخر را پشت سر می گذارد و تو روی خط آخر ایستاده ای صدای سوت قطار از پشت پنجره بالا می رود مسافری برایت دست تکان می دهد لبخند می زنی و قاصدک به سمتت می آید کسی تو را حمل می کند و زمین زیر پایت آرام آرام کوچک می شود .     نام شعر:سرگذشت سرگذشتم را بدست باد می سپارم تا از روی همه ی بام ها سفر کند و در میان شاخه و برگِ درخت گیسو بلند بر فراز قله ی کوه آرام گیرد دیگر به او فکر نمی کنم تنها رفتنش را نگاه می کنم و تنها ناظر رقص شاخه و برگهای پیچیده در دست باد می شوم   ✍شاعر: عفت صیادی

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


ajax-loader